
میدونم خارجی ها در معنویت پیشرفت چشمگیری داشته اند اما چقدر تنها هستند من بدویت را به دنیای خشک و سرد مدرن ترجیح می دهم. نه من مثل خیلی از ایرانیان عشق خارج رفتن ندارم، عشق مهاجرت ندارم، خارج هم بودم و هر روز شاهد ادمهای بسیار مودب و با وقاری بوده ام که پوست صورتشان از سفیدی حالم را بهم میزد و جایی بودم که افتابش مثل مهتاب کمرنگ بود. وقتی غروب میشد انهم ساعت 10شب، من احساس یک زندانی مفلوک را داشتم از غربت دلم می خواست فریاد بزنم. اما می دانستم که برای هیچکس مهم نیست که یک خارجی ، یک بیگانه یکهو بهم بریزد!.... نه اصرار نکن من بخارج نخواهم امد هرچند عاشق و شیفته ی توام. من عاشق اب و خاک وطنم هستم . دوست دارم اینچا هر روز و هر هنگام هوا را بو بگشم نفس من به نفس هوای ایران وصل است من را از پریزم، از مدارم خارج نکن اینجا شهر من است من وجب به وجب کوچه هایش را راهپيمايی کردهام با شهری و دهاتی و لر و کرد و ترکش دوستم . من به دهاتم عشق میورزم سعی نکن مرا از اینهمه دلبستگی جدا کنی. می دانم این روزها ادمهای ایرانی مخصوصاً انهایی تماشاچی پرو پا قرص ماهواره اند ، شیفته ی رفتن به فرنگ شده اند . انها می خواهند ازاد باشند به اجبار حفظ حرمت مذهب شیعه نداشته باشند. من اسمش را ازادی نمی گذارم ازادی در درون ادم است اگر ادم از قید هوای دلش رها شد آنموقع می گوییم فلانی ادم فرهیخته ایست وگرنه با فرنگ رفتن، کسی بلند مرتبه و ازاد نخواهد شد. گفتم رهایی یعنی ازاد شدن از بند اسارت نفس. کم نیست این حرف. لازم است اهل معرفت باشی تا بفهمی چه می گویم . مردم شهر من، شیراز خیلی با معرفت هستند چون بر خلاف میلشان می بخشند، بر خلاف میلشان با دشمنشان با رحم و شفقت رفتار می کنند، مغرور و متکبر نیستند . اما کامل هم نیستند هیچ کس کامل نیست خوب بعضی نظر ها بدوی رفتار می کنند اما من رفتار بدوی شان را هم دوست دارم حتی وقتی در اوج بدویت سعی می کنند شیک و با کلاس باشند، با مزه تر می شوند. اه شیراز، عشق من ! تو چقدر شیرینی، من هزارا ن سال درون تو زیسته ام اما نمی خواهم ازت جدا بشوم . این کشش عمیق بخاطر چیست؟ شاید عشق به وطن یک مرام و مسلک باشد که من ژنتیک به ان دچارم، چه خوب است که دچارم ، ادم تا دچار نشود مزه ی زندگی را نمیفمد. اصلا انقلابی در درونش اتفاق نمی افتد من عاشق تحول درونی ام عاشق تغییر کردن از بطونم دوست دارم خودم را کنکاش کنم و بدانم کجای کارم لنگ میزند. مثلا چرا امروز خوشحالم یا چرا امروز نگرانم چرا دیروز من فلان کار را کردم که امروز پشیمانی اش را بکشم و چکار کنم که قضیه جبران شودخدایا این ادمها، در شهرم، مرا می فهمند لازم نیست برایشان چیزی را توضیح دهم ما با نگاهمان با هم حرف می زنیم با هم عشق رد و بدل می کنیم ما باهم راحت تلهپاتی داریم بعد می گویند ایران اخ اخ پف پف ... بیایید برویم فرنگ، مرده شدر فرنگ تان را ببرد ، فرنگ باشد حوله ی خودشان، سالها مال مردم دنیا را دزدیند و بردند و خوردند و اکادمی ساختند و... حالا هم تجارت ادم می کنند؟؟؟!! انهم چشم هیزشان به مغز متفکر و اصیل ایرانی ست؟! اخر مردم گول ای پدر سوخته ها را نخورید اینها دلسوز ما نیستند اینها نحبتی به ما ندارند لصلا پناه ما نیستند که ما بلند شویم برویم انجا و پناهنده شان شویم. این حرفها را کسی به شنا می گوید روزی داشته در باتلاق فرنگ فرو می رفته، اره من، خودم، حی و حاضر. به قول قدیمی ها بز خاضر و دزد حاضر. خواهشا بز و بره ی این اجنبی ها نشوید بابا جان شما نان و اب این مملکت را خورده ای و قد رعنا کشیذه ای بعد حلا که وقت میوه دادنت شده شاخه هایت را به باغ همسایه می فرستی . باور کن انجا داغ است نه باغ. همه اش سراب است. بادر کن انجا خیلی راحت از همسرت حدا میشوی خیلی راحت بچه ات تک دالدینی و بعدش بی ولی میشود، تو را بخدا ی احد و واحد دلت برای این طفل معصوم ها بسوزد، نگذار در غربت بشوند نسل سوخته تا تو به هوای دلت برسی ، هدای دل می گذرد لذتش انیست خیلی زود پشیمان خواهی شد ، از کاباره و رقص و ذانسینگ خیلی زودتر انچه به نخیله ات بیاید خسته میشوی ، باور کن ، باور کن حرفم را و در شهرت بمان در روستایت بمان می خواهی جهانگردی کنی بو سفر منهم عاشق سفرم اما نه دلبسته شدن به رفتن بازنگشتن نه تعویض شناسنامه و هویت و فرهنگ. باور کن تو فرهنگت عوض نمی شود تو اینجایی هستی این هستی که اینی . تو تغییر م ی کنی اما عشقت را عوض نکن معادل عشقت گیرت نمی اید
شب های روشن...ما را در سایت شب های روشن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 90