خرید بک لینک
زن در میان انهمه جدیت و روحانیت وقتی لودگی وحشیانه ی مرد رو دید

گفت:" ای بیچاره ! شما مردا جز یک مشت

ادمای وابسته به زن چیزی نیستید همه تون در عمق وجودتون همیشه

منت کش یک زن هستید و بس!

و مرد باز هم زد زیر خنده....

زن زیر اوار بود و تنها مونسش بعد از خدا ان مرد کنار دستی اش بود که از بخت بدش

احمق از اب درامده بود این زن هیچ وقت شانس نداشت حتی در وقت مردن و زیر اوار رفتن

بایست کنار دست چنین لوده ای باشد .

زن گفت تو برادر منی من می خوام از تو که به حرفام گوش کنی به حرفایی که مثل کوه روی شانه هایم سنگینی می کنند

مرد برای یک لحظه دست از مسخرگی کشید و سکوت کرد

زن ادامه داد:

این حرفا رو بایست بزنم و اسوده باشم چه بسا اقرار به رنجش ها و کینه ها مارو برای همیشه به ارامش ابدی می رساند.

برچسب: نویسنده: یگانه اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 22 اسفند 1397 ساعت: 13:34

صفحه بندی