خرید بک لینک

سلام

در روز جاری هم گذشت.
یک روز دیگر از روزهای خدا گذشت.

اختلال دوقطبی

صبح خسته بودم، اما از ساعت سه‌ونیم بعدازظهر حالم بهتر شد و توانستم وظایفم را انجام بدهم.

من دچار اختلال دوقطبی هستم.
بیماری دوقطبی شاید تا آخر عمر همراه انسان بماند.

سخت است، اما قابل‌تحمل است.

خانواده‌ام مرا مجبور به ازدواج کردند.
شاید اگر مجرد بودم، این همه درد را در زندگی‌ام متحمل نمی‌شدم.

خانواده‌ی من آگاهی نداشتند و نمی‌دانستند اختلال دوقطبی چیست.

ادامه:

آن‌ها نیت بدی نداشتند؛ فقط نمی‌دانستند فشار تصمیم‌های بزرگ، برای کسی مثل من، می‌تواند چند برابر سنگین باشد.
گاهی فکر می‌کنم اگر آگاهی بیشتر بود، اگر گفت‌وگو جدی‌تر گرفته می‌شد، مسیر زندگی‌ام شکل دیگری پیدا می‌کرد.

با این حال، زندگی متوقف نشده است.
هر روز که می‌گذرد، یاد می‌گیرم خودم را بهتر بشناسم، حالم را دقیق‌تر رصد کنم و به خودم سخت نگیرم.
بعضی روزها فقط زنده ماندن و دوام آوردن کافی است، و بعضی روزها می‌شود کمی امیدوارتر بود.

من هنوز اینجا هستم؛
با تمام سختی‌ها، با تمام نوسان‌ها،
و همین، خودش یک نوع ایستادگی است.

برچسب: نویسنده: یگانه اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 9:28

صفحه بندی